چرا شبکه‌های اجتماعی خودشان اجتماعی نیستند؟

تکنولوژی ژوئن 28, 2016 No Comments

روابط انسانی شکل تازه‌ای به خود گرفته‌ند. ایده‌های جدید و رو به رشد در دنیای اینترنت با تشکیل شبکه‌های اجتماعی راه تازه‌ای یافتند و وعده شکل‌گیری فضایی بدون طبقه بندی اجتماعی و دور از تبعیض‌های نژادی و ملیتی داده اند..

شبکه‌های اجتماعی که زندگی‌ تک تک ما را از طریق  فیس‌بوک، توییتر، اینستاگرام، فورسکوئر و غیره و غیره با دیگران به اشتراک می‌گذارند.

اما شبکه‌های اجتماعی بر هر چیزی از زندگی ما تاثیر می‌گذارند به جز زندگی اجتماعی‌مان. در واقع این شبکه‌ها مثل عصا هستند، عصاهایی که آمدند تا به آن‌ها به جای تعامل و برخورد با جامعه و یادگیری روش‌های شخصی‌مان برای روبرو شدن با اجتماع  تکیه کنیم.

متاسفانه کاری که شبکه‌های اجتماعی با ما می‌کنند این است: به افراد این قدرت را می‌دهند تا روی چهر‌شان نقاب بگذارند و پشت سپرهای دفاعی‌شان پنهان شوند.

 

نقابی به نام شبکه‌های اجتماعی

تا حالا به این توجه کرده‌اید زندگی ظاهرا خسته کننده و بی‌رنگ و روی دوستانتان، توی فیس‌بوک و اینستاگرام همیشه بسیار جذاب‌تر و خوش آب و رنگ‌تر بوده است .اگر می‌پرسید چرا به خاطر این‌که این سایت‌ها و اپلیکیشن‌ها این اجازه را به ما و همه آدم‌ها می‌دهند که فیلتر مورد‌علاقه‌‌شان را برای نشان دادن اتفاقات زندگی انتخاب کنند ، آن‌چه که ما را خسته کرده است را خوش رنگ ولعاب نشان بدهیم و گاهی هم برای جلب توجه مقداری طعم تلخی و ناراحتی به روزهای خوبمان بدهیم.

و به این ترتیب همه وقتمان صرف نگهداری و مراقبت از این زندگی و نقاب‌های مثلا اجتماعی می‌شود.خلق یک  شخصیت مجازی  که به ندرت پیش می‌آید کم‌ترین نشانی از خود واقعی‌مان داشته باشد مثل یک عمل جراحی زیبایی می‌ماند که یک پوسته اینترنتی، روی هویت‌مان می‌کشد.

ما  شخصیتی را خلق می‌کنیم که دیگران دوست دارند باشیم: یک آدم باهوش، بامزه و خوش مشرب با دوستان زیاد و یک زندگی هیجان انگیز.کسی که نه تنها از زندگی بسیار لذت می‌برد بل‌که در کنار آن به مراتب بالایی کسب کرده است.

از هزار و یک راه مختلف سعی در شکل دادن به این شخصیت هستیم، هر چیزی از توییت‌هایی که درباره این‌که چه آدم جالبی هستیم ( که شاید در واقع نیستیم) گرفته تامنتشر کردن یک عکس از شام گران‌قیمت و خوش‌مزه‌ای که خوردیم.

برجسته نشان دادن همه این‌ها باعث می‌شود فکر کنیم رفتار آدم‌ها در مقابل ما با آن‌چه که پیش از این بوده متفاوت‌تر و یا شاید خیلی بهتر است.

البته به این مسئله توجه دارید که ما این تصویر را نه اغلب برای جذب غریبه‌ها  بل‌که بیشتر برای دوستان و خانواده‌مان شکل می‌دهیم .

شبکه‌های اجتماعی این اجازه را به ما می‌دهند که خودمان را تبدیل به کسی کنیم که هیچ‌وقت نبوده‌ایم.

اما واقعا چه چیزی این میان اشتباه است؟

از یک سو ما آزادیم تا هر کسی که می‌خواهیم باشیم اما کار دیگری که با ما می‌کنند این است:  چک کردن دائم نوتیفیکیشن‌ها، توییت کردن، استاتوس گذاشتن و لایک زدن‌ها ی مداوم !

وحالا ما در جهانی زندگی می‌کنیم که آدم‌های آن ساعت‌های زیادی را برای گشت و گذار در فیس‌بوک از دست می‌دهند. جایی که تقریبا ۷۴ درصد کاربران آن‌لاین از شبکه‌های اجتماعی استفاده می‌کنند:

۷۱ درصد کاربر فیس‌بوک هستند، ۲۳ درصد کاربر توییتر، ۲۶ درصد اینستاگرام، ۲۸ درصد پینترست و ۲۸ درصد لینکد‌این.

ما پشت این ماسک‌ها روز‌به‌روز بیشتر و بیشتر پنهان می‌شویم.

ما به زودی در دنیایی زندگی خواهیم کرد با افرادی که هیچ شناخت درست و واقعی از خودشان و آدم‌های اطرافشان ندارند.آدم‌هایی که خودشان را شبیه سلبریتی‌ها و آدم‌معروف‌ها درست می‌کنند  تا دست نیافتنی و غیر قابل ارتباط باشند و این باعث تاسف است چون حتی اگر خود واقعی‌مان خیلی بهتر و دوست‌داشتنی‌تر باشد در ۱۴۰کاراکتر محدودیتی که توییتر برای گفته‌هایمان ایجاد می‌کند نمی‌گنجد.

 

سپر شبکه‌های اجتماعی

در بسیاری از موارد اینترنت تبدیل به یک سپر دفاعی شده است . اگر دو دقیقه وقت بگذارید و نظرات و کامنت‌هایی را که در شبکه‌های اجتماعی رد و بدل می‌شود بخوانید در میان آن‌ها نظرات تند و تیزی را می‌بینید که با مشخصات جعلی منتشر می‌شوند و برق از سرتان می‌پراند، نظراتی که حتی تصور کردنشان هم برایتان سخت است از نژاد‌پرستی‌ و توهین به افراد  و تحقیر طبقات اجتماعی گرفته تا نظرات زن‌ستیز و غیر اخلاقی.

آیا این مسئله واقعا مهم است یا نه را هر کسی با نظر شخصی‌اش باید جواب بدهد اما این نظرات و عقاید که در فضای مجازی با نام‌های غیر واقعی و جعلی پخش می‌شوند نشان از این دارد که می‌توان در این شبکه‌ها با پنهان شدن پشت سپر آن‌ها هر حرف و نظری را گفت و منتشر کرد. این ترسناک نیست؟

این سپر در واقع به ما فرصتی می‌دهد تا همه اظهار نظرهایی را که در اجتماعات حقیقی عاجز از گفتنشان هستیم یا طبق قانون و عرف مجاز به انتشارشان نیستیم را به راحتی میان میلیون‌ها نفر پخش کنیم بدون این‌که فکر کنیم با این کار چه آسیب بزرگی می‌توانیم به سایر کسانی که در این فضا حضور دارند وارد کنیم.

از طرف دیگر کاری که شبکه‌های اجتماعی می‌کنند به‌وجود آوردن یک غشا نامرئی در اطراف ماست. غشایی که ما را هر چه بیشتر از دوستان و خانواده جدا می‌کند و به درون این شبکه‌ها هل می‌دهد، همان زمانی که در جمع‌های خانوادگی و میهمانی‌های دوستانه سرتان فرو رفته توی گجت‌ها و در حال استاتوس گذاشتن و توییت کردن و عکس آپلود کردن هستید.این نادیده گرفتن اطرافیان هم رنجیده شدن آن‌ها را به دنبال دارد  هم کم‌کم شما را در حرف زدن و بحث کردن حضوری تنبل می‌کند.

این در واقع همان عصایی است که شما به جای راه رفتن با پاهایتان به آن تکیه می‌کنید.

مشکل واقعی کجاست؟

شبکه‌های اجتماعی در حال گسترش و ارتقا همه جانبه هستند، آن‌ها به ما اجازه می‌دهند که عکس‌ها، خاطرات و نوشته‌هایمان را با سرتاسر جهان به اشتراک بگذاریم، از مرزها رد شویم و با دوستان قدیممان در هر کجای دنیا که هستند ارتباط داشته باشیم و دوستان جدیدتری هم پیدا کینم. شبکه‌های اجتماعی مسلما به تغییرات سیاسی و اجتماعی و رشد بازارهای اقتصادی  کمک بزرگی خواهند کرد. اما باید مراقب باشیم، کامپیوترها و موبایل‌های ما این امکان را به ما می‌دهند که پشت آن‌ها پنهان شویم  و بعضی وقت‌ها حرف‌هایی را بزنیم که نباید.  چهره‌ای از خودمان  به دیگران نشان بدهیم که نیستیم . این به این معنی نیست که استفاده از شبکه‌های اجتماعی را کنار بگذاریم . بهتر است بدانیم که چرا و چگونه از این شبکه‌ها استفاده کنیم.

حالا که ما با سرانگشتانمان  وارد این دنیای مجازی می‌شویم  اجازه ندهیم که این فضا و روابط درونیش مخل زندگی اجتماعی ما شود،  مانع از دخالت این شبکه‌ها در روابط خانوادگی، دوستانه و اجتماعیمان شویم و به خودمان این فرصت را بدهیم که درون جامعه حقیقی بین مردم و روی پای خودمان بایستیم.انسان‌ها نیازمند ارتباطات واقعی و تعاملات محیطی هستند  اگر پشت ماسک این شبکه‌های اجتماعی پنهان شوند بسیاری از  روابط اجتماعی را از دست  خواهند داد.

چه می‌توانیم بکنیم؟

می‌توانیم خودمان را مجبور کنیم  به آسانی درگیر این شبکه‌ها نشویم  و به جای این همه حضور در شبکه‌های اجتماعی با افراد، حتی اگر شده یک نفر رو در رو حرف بزنیم و نظراتش را بدانیم چه بسا که بسیاری از روابط اجتماعی از تک تک افراد شروع می‌شود.

آگاه بودن به این مسئله که زندگی مجازی هیچ وقت مانند زندگی حقیقی نیست و نخواهد بود. هیچ وقت این جایگزینی اشتباه را انجام ندهیم.

همه ترس ماجرا آن‌جاست که زمانی ‌که این عصای  نا استوار را از ما بگیرند مانند پرنده‌ای خواهیم شد که توانایی پیدا کردن غذا را ندارد ، اگر از کودکی در دام این شبکه‌های اجتماعی افتاده باشیم تعاملات اجتماعی را هیچ‌وقت نخواهیم آموخت. آن‌گاه  تا زمانی‌که خودمان را مجبور نکنیم وارد اجتماعات حقیقی شویم، یاد نمی‌گیریم چطور دوست پیدا کینم، چطور دل ببازیم و چطور در چشم‌های افراد نگاه کنیم و با آن‌ها حرف بزنیم.

ایمان خلیلیان

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.